ادبیات کودک و تاثیر آن بر تربیت کودکان (مقاله)
موضوع تربیت کودکان نه تنها برای خانوادهها امری حیاتی به حساب میآید بلکه هم اکنون تبدیل به یکی از مسائل کشورها و جوامع مختلف شده است. قطعا زمانی شاهد جامعه سالمی خواهیم بود که در تربیت کودکان خود کوشا باشیم.
نقشی که ادبیات کودک در این میان دارد، غیر قابل انکار است. کودکان ما هر روز با شخصیتهای مختلف کارتونی و داستانی زندگی میکنند و صدها برابر بیشتر از تربیت والدین از آنها الگو میگیرند. چیزی که در اینجا اهمیت دارد این است که آیا فرزند عزیز ما چه آموزههای صحیح و یا نادرستی از چیزهایی که میبیند میگیرد. ذهنیت کودک به گونهایی است که خود را سریعا در موقعیت اتفاق افتاده در داستان یا شعر و کارتون قرار میدهد، او دوست دارد جای شخصیت اصلی داستان بنشیند و با تمام وجود با آن شخصیت خیالی احساس همزادپنداری میکند. برعکس افراد بزرگسال، کودکان بسیار برونگرا هستند و سریعا آن چیزی را قبول میکنند که در حادثه روی میدهد و اصلا متوجه بحثها فلسفی و یا درونی یا به کل نمیشوند و یا به گونه دیگر برداشت میکنند؛ در ادامه بحث اشاره خواهد شد که چرا والدین در انتخاب وسایل فرهنگی برای کودک خود نباید دخالت کنند.
بخش عظیم ادبیات کودک و نوجوان جزیی از ادبیات تعلیمی است. یعنی میخواهد نگاه کودک را به جهان بازتر و البته با دید هنری و زیبایی، چیزهای جدیدی به او یاد دهد. رازآلودگی ادبیات کودک فقط و فقط منحصر به خود کودکان است؛ یعنی هرگز نباید والدین برای کودک خویش کتاب انتخاب کنند؛ دوره رشدی کودک از زمانی که به دیدن تصاویر علاقه نشان میدهد تا پایان دوره نوجوانی پیچیدهتر از آن است که والدین سر خود برای کودک تصمیم گیری کنند. مثلا کودک پیش دبستانی بیشتر با تصاویر رابطه برقرار میکند و دوست دارد در مورد اسباببازیها و حیوانات بیشتر داستان بداند. او از شخصیت بخشی به موجودات بیجان لذت میبرد. او همیشه علاقهمند به داستانهایی است که عاقبت خوشی دارند. این خواسته طی رشد کودک عوض میشود و جای خودش را به خواستههای دیگر میدهد. پس والدین در انتخاب کتاب، باید کودک را آزاد بگذارند تا خودش کتاب مورد علاقهاش را انتخاب کند.
حال که اجازه دادهاید کودکتان کتابش را انتخاب کند بهتر است مسائلی را در رابطه ادبیات کودکان و تاثیر آن بر رشد و خلاقیت فرزندتان است بیشتر بدانید. اول اینکه ادبیات کودک و نوجوان جز حساسترین بخشهای ادبی در کل جهان به حساب میآید و در سال 1953 دفتر بین المللی کتاب برای جوانان تاسیس شده است که بعدها منجر به تعیین جوایز بین المللی هانس کریستین آندرسن برای نویسندگان کتابهای کودک گردید. کودکان به شدت ذهن کنجکاو و جستجوگری دارند و یکی از بهترین زمانهای یادگیری و به اعتقاد خیلیها بهترین زمان یادگیری همین دوران است. ادبیات کودک چه شعر و چه داستان در تلاش است تا به بهترین شکل ممکن دید کودک را به دنیای اطرافش بازتر کند و از جمله ویژگیهای ادبیات کودک این است که پیام را به صورت غیر مستقیم بیان میکند؛ یعنی اگر شما به کودک بگویید چاقو چیز بدی است و او را از شی مورد نظر بترسانید، این عمل ممکن است کودک شما را بترساند ولی کنجکاویاش را به آن شی بیشتر میکند اما در یک داستان و یا شعر، شی مورد نظر در مقابل به عمل انجام شده قرار میگیرد و هنگامی که نتیجه عمل منجر به زخمی شدن دست شخصیت داستان و یا شعر و خسارت میشود، کودک ناخوداگاه خود را در همان شرایط احساس میکند و بدون اینکه کسی به او گوش زد کند که به چاقو نباید دست زد، او خودش به این نتیجه میرسد که ممکن است چاقو دستش را ببرد و یا همان اتفاق داستان سرش بیاید.
ادبیات کودک باعث میشود کودک شما زندگی سالمی داشته باشد. دسته ایی از کنجکاویهای کودکان راجع به شغلهای گوناگون و مراحل مختلف به وجود آمدن بسیاری از اشیا یا مواد است. آگاهی از این مسائل به عنوان مقدمه و پایه و مبنای مورد نیاز برای آموزشهای بعدی، به قدری با اهمیت است که حتی اگر کودک نیز به هر دلیل خود چندان کنجکاویای نسبت به آنها نشان ندهد، لازم است بزرگترها توجه او را به آنها جلب کنند. به طور مثال در یکی از قصههای فولکلور آذربایجانی چنین اتفاقی میافتد: گاو پیرزن روی یخ سُر میخورد و پایش میشکند؛ پیرزن از یخ شکایت می کند و میپرسد: ای یخ چقدر تو ظالم هستی، یخ جواب میدهد: اگر ظالم من بودم خورشید من را آب نمیکرد. پیرزن میگوید: ای خورشید چقدر تو ظالم هستی، خورشید میگوید: اگر ظالم من بودم ابر جلوی من را نمیگرفت. پیرزن میگوید: ای ابر چقدر تو ظالم هستی، ابر میگوید: اگر من ظالم بودم باران از من نمیبارید؛ پیرزن میگوید: ای باران چقدر تو ظالم هستی، باران میگوید: اگر ظالم من بودم گیاهان از من رشد نمیکرد... والخ. در این قصه علاوه بر ماجرا و حادثه اصلی که در ظاهر اتفاق میافتد کودک ما، متوجه یکی از علمی ترین عوامل چرخهی طبیعت یعنی طریقه ایجاد ابر و باران و اهمیت آن در زندگی میشود. اهمیت چنین ادبیاتی جایی روشن میشود که با توجه به سن مخاطبش بر پایه یک علم تجربی استوار شده و به غیرمستقیمترین شکل ممکن به طوری که برای کودک هم شیرین به نظر آید نوشته شده است.
منابع و مآخذ استفاده شده:
- حکیمی، محمود / کاموس، مهدی، مبانی ادبیات کودک و نوجوان، تهران انتشارات آرون 1383
- سرشار، محمدرضا، گذری بر ادبیات کودکان و نوجوانان قبل و بعد از انقلاب، تهران موسسه انجمن قلم ایران 1388 چاپ دوم
- Abdulla, Bəhlul, azərbaycan folkloru, bakı şərq-qərb 2005



